تبلیغات
پرنده رویای من

پرنده رویای من

...دل تنها عضوی است كه با نگاه لمس می شود

آدرس وبلاگ به
http://my-vision-bird.blogfa.com
تغییر یافت.

+ نگاشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 03:04 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

می نویسم خاطرات با تو بودن را 

و در ابتدا...
قلم مینویسد: عشق...
ابرهای قلبم می غرند...
سپس باران دیدگانم ورق های دفتر را می آرایند...
و قلم می نویسد: عشق...
در گنجه های قلبم هر چه می گردم، تو را می یابم...
می خواهم بنویسم دوستت دارم،
و باز قلم می نویسد: عشق...


+ نگاشته شده در جمعه 4 آذر 1390 ساعت 12:54 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

بعضی مواقع یه حرفایی می زنی که

با خودت می گی کاش نمی گفتم.
اونوقته که یاد این ضرب المثل میافتی:
"زبان سرخ سر سبز دهد به باد"
تو نگو...
اما من میگم:
دوست دارم....
دوست دارم خیلی زیاد و از حرفم پشیمونم... 
اینو بدون و منو ببخش...

+ نگاشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1390 ساعت 06:57 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

من تو رو دوست دارم...

آخه دوست داشتن تا چه حد؟
تا پایان بی انتهای عشق؟
تا بلندای آسمون شب؟
حتما باید بهت بگم برات میمیرم؟
آره...
برات میمیرم...

ادامه مطلب

+ نگاشته شده در سه شنبه 17 آبان 1390 ساعت 03:12 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

All day I fly my vision bird in love sky

:Then I say to my God

...Increase my love, God

...Increase my love


+ نگاشته شده در شنبه 14 آبان 1390 ساعت 04:33 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

دفرچه دلنوشته هایم را باز می کنم و در آن می نویسم:

دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
....
پس چرا دفترچه تموم شد؟

+ نگاشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 11:55 ق.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

دوستی های ما انسان ها...
وچه خوبی های  بسیار در آن...
و چه بدی هایی که انگشت شمارند...
و چه کینه هایی که هنوز در دل ها پا بر جاست...
و چه خوبی هایی که رفته اند از یاد...
و من...
دلگیر از آنم،
که چرا...
آدم ها...
بر سر خوبی ها،
فراموشکارند؟

+ نگاشته شده در سه شنبه 10 آبان 1390 ساعت 02:24 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

قلبت را روی قلب من بگذار تا آرام بگیرم...
همین...

ادامه مطلب

+ نگاشته شده در یکشنبه 8 آبان 1390 ساعت 03:27 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

وقتی به جدایی نزدیک میشی....
دردت میگیره...
عشقی که تا این مدت داشتی میاد جلو چشات...
لحظه های خوشی که داشی یادت میاد...
لحظه هایی که بهش گفتی دوستت دارم و لذت عشقو چشیدی...
اونوقته که می فهمی چقد دوسش داری
بعد که راست و ریستش می کنی میفهمی که جدایی چه دردناکه...
نزدیک شدن بهش خیلی درد داره، چه برسه به خودش...
با خودت فک می کنی که دیگه از دستش نمی دم...
جدایی یه حقیقته...
و حقیقت تلخه...


ادامه مطلب

+ نگاشته شده در شنبه 7 آبان 1390 ساعت 04:54 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |

پست تر از حیوان...

بدتر از سگ...
بدتر از خوک...
اسرافِ عصاره وجود...
گناهی بس بزرگ...
ستاندن جان آنانی که حق زندگی داشتند...
گناهی نا بخشودنی...
ای اهورا! ما را ببخش...

ادامه مطلب

+ نگاشته شده در دوشنبه 2 آبان 1390 ساعت 03:43 ب.ظ | نگارنده: محسن | دیدگاه |



صفحه
:1: :2: